|
موعود
|
||
|
سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن |
برگرفته از سایت شریف نیوز
هفتاد نفر از صالحان (عالمان دينى) كشته مىشوندكه سر دسته آنها مرد با منزلتى است كه سفيانى او را مىسوزاند و خاكسترش را ميان جلولاء و خانقين بر باد مىدهد و اين پس از آن است كه در كوفه چهارهزار نفر كشته شدهاند.
اميرالمؤمنين على، عليه السلام
هنگامى كه نجف شما را سيل و باران فرا گيرد و در حجاز از سنگ و گِل آتش برخيزد و قوم تاتار بغداد را تحت سيطره خود درآورد، چشم انتظار ظهور قائم منتظر باشيد.
امام زين العابدين، عليه السلام
27 سال از تسخیر لانه جاسوسی می گذره و یه چیزه که فکر من رو اشغال میکنه.چرا؟.چرا ما به این سادگی به بعضی موضوعات نگاه میکنیم.وقتی روزنامه های اروپایی درباره حضور دکتر احمدی نژاد بین دانشجویان 13 آبان خبر داد بعضی روزنامه های داخلی و حتی تلویزیون از آن بعنوان اتهام یاد کردند.چرا اتهام؟اتهام یا افتخار؟به نظر من کسانی که این موضوع رو مطرح کردند (با وجود اینکه خبر هم کذب بود) ما را در یک عمل انجام شده قرار دادند.از هیچ کس پوشیده نیست که در لانه جاسوسی(که واقعا اسم برازنده ای است)چه کار ها علیه ملت انجام میشده.که البته لانه جاسوسی دوم یعنی سفارت انگلیس هم همین اهداف را العان دنبال میکند که نمونه آن آشوبهای اخیر اهواز است و حمایت از گروه هایی مثل گروهک خلق عرب.
کسانی که دست دشمنان ملت رو که در خود ملت به توطئه میپرداخنتد رو کوتاه کردند حالا چرا اگر این عمل به کسی دیگه انتساب داده بشه یک اتهامه؟یک نوجوان 13 یا 14 ساله اگه این چیزها رو شنیده باشه به نظر شما چه فکری میکنه ؟توجوانی که به سادگی شاید خیلی چیزها رو باور کنه.
دكتر عبدالكريم زبيدى در نوشتارى كوتاه اعتقاد غربيان به اين حادثه را بررسى كرده و به طور خلاصه از رابطه اين واقعه با حادثه عظيم ظهور مهدى آل محمد-صلوات اللّه عليهم اجمعين- پرده برداشته است. زبيدى مىنويسد:
مؤسسات دينى و رسانههاى غرب، مردم را براى اين حادثه آماده مىسازند. بررسى مؤسسه «تلسن» كه در اكتبر 1985 ميلادى انتشار يافت، نشان مىدهد 61 ميليون امريكايى در انتظار واقعه «آرماگدون» به سر مىبرند. مؤسسات دينى امريكايى، اين نكته را روشن ساختهاند كه سپاهى از عراق به سوى قدس رهسپار خواهد شد. بر اساس پيشگويى حزقيال (فصل 38 و 39) در اين سپاه نظاميانى از عراق، ايران، ليبى، سودان و قفقاز شركت دارند.
مدارس انجيلى امريكا واقعه آرماگدون را تنها حادثهاى مىدانند كه بازگشت دوباره مسيح به زمين را ممكن مىسازد و بر اساس اين تحليل، درباره آن و نزديك بودن وقوعش به تبليغ پرداختهاند. آرماگدون اين گروه همان حادثه عظيمى است كه پيش از ظهور مهدى-عجل اللّه تعالى فرجه- رخ خواهد داد. همان حادثه بزرگى كه ائمه ما -عليهمالسلام- آن را «قرقيسيا» خواندهاند
1-كلمه آرماگدون از كلمه «مگيدو» (مجدّو) كه شهر مهمي در فلسطين قديم بود ريشه گرفته است. بسياري از محققان فكر ميكنند كه آرماگدون از «هرمجدون» به معني «تپه مجدّو» گرفته شده باشد. اين ناحيه تاريخي غني دارد. حفاريهاي انجام شده، بيست دوره اشغال، از تاريخ چهار هزار سال قبل از ميلاد تا چهار صد و پنجاه سال قبل از ميلاد مسيح (ع) را نشان ميدهد. «مجدّو» در 18 مايلي «بندر حيفا» در اسراييل شمالي و 55 مايلي شمال بيت المقدس واقع است
2- چه در كتاب مكاشفات يوحنا به آرماگدون اشاره شده امّا چيزي در باره اينكه نيروهاي نظامي به هم پيوسته در منطقه به يكديگر حمله ميكنند بيان نگرديده است. ليكن ذكر شده كه اين نيروها در دشت مگيدو جمع شده و از اين منطقه هموار و وسيع به عنوان پهنهاي جهت آماده شدن براي حمله بزرگ استفاده ميكنند
3- از كتاب مقدس چنين برداشت مي شود كه نيروهاي خير و شر در اين منطقه باهم رو در رو خواهند شد و در نهايت حضرت عيسي (ع) پيروز و صلح و صفا را به ياري خداوند.در دنياحاكم خواهد كرد.
4- در عقايد صهيونيسم مسيحي اين عقيده رايج است كه هر ملتي عليه يهود باشد دشمن خداست و نيروهاي شر آرماگدون را تشكيل خواهند داد. ولي حقيقت اين است كه بطلان اين عقيده آنقدر آشكار است كه جاي بحث ندارد. به عبارات زير نگاه كنيد:
- قوم يهود در زمان خود حضرت موسي (ع) نيز همواره با بهانه گيريهاي متعدد از اطاعت خداوند منحرف مي َشدند و در قرآن كريم به كرات به اين موضوع اشاره شده است.
-اولين كساني كه رو در روي حضرت عيسي (ع) ايستادندقوم يهود بودند اگر چه مي دانستند اين پيامبر ظهور خواهد كرد.
- اگر چه در كتاب مقدس به ظهور خاتم الانبيا(ص) اشاره شده بودولي با ظهور ايشان ايمان نياوردندچرا كه انتظار داشتند آخرين پيامبر از يهود باشدوهمچون زمان حضرت موسي (ع)آنفدر عهد شكني كردند كه منجر به جنگهاي همچون غزوه بني نضير، خيبر شدند.
با توجه به مطالب فوق آشكار است چه كسي دشمن خداست. آيا خدا امر نكرد كه از مسيح (س) پيروي كنند؟ آيا خدا دستور نداد از محمد رسول الله (ص) اطاعت كنند؟
واضح است كه اين قوم دشمن خداست و روزي خواهد رسيد كه در مقابل منجي عالم بشريت (عج) و حضرت مسيح (س) خواهند ايستاد همچنانكه قبلا ايستادند.
برگرفته از مطلب عسگر نوربخش در سایت الشیعه
آقای احمدینژاد، برای من دلايل بسيار سادهای وجود دارد که تو را بيشتر از او دوست دارم. تو برای من يادآور سال ۵۷ هستی. در آن زمان اخلاق، آرمان و از خودگذشتگی برای تغيير زندگی مردم مفاهيمی انتزاعی نبودند؛ چيزهای طبيعی و جزيياتی زنده از روحيه و عملکرد ميليونها جوان معتقد و سالم و راستگويی بودند که میخواستند از انقلاب فرصتی فراهم آورند تا طبقهی محروم جامعه شرايط بهتری برای زندگی داشته باشند. بعد از بيست و چند سال نگاه که میکنم به وضوح آن اعتراض را همراه با افسردگی درونی تو را درک میکنم. تو همچنان بیدروغ «ما»ی سال ۵۷ را زنده میکنی. من تو را دوست دارم چون نمیتوانم به خودم راست نگويم که میدانم آنچه میگويی راست میگويی. اين واقعيت است که در جهان کنونی قلههای ثروت با دستاندازی به پلههای قدرت جايی برای رشد مردم باقی نمیگذارند.
در اين ميان، آقای احمدینژاد اما چيزی وجود دارد که تو را در دنيای ۲۰۰۵ ما وصلهی ناجور میکند. پس اکنون با کمال تأسف تو تنها به درد آن میخوری که از دنيايی چنين آرمانباخته و بازيگر، افسرده شوی. دنيايی که در ۲۷ سال ساخته شده است و ما هم جزيی از اين دنيا هستيم. دنيا شرايط دشواری برای برای بازی راستگويان آفريده است اما همجنسان قادرند دست يکديگر را بخوانند و...
دوست عزيز، بهسادگی بگويم ما نمیتوانيم خود را در سال ۵۷ متوقف کنيم. ديگر آن آن باورها از زندگی واقعی رخت بربسته است و در معادلات سخت کنونی، ما تنها تصميمگيرندگان بازی کنونی نيستيم. تو درستتر از آن و اصولگراتر از آن هستی که بتوانی در بازی پيچيدهی سياستگزاران آلوده به قدرت بازی کنی، پس به قول مدرس " اکنون کسی لازم است که قاعدههای بازی اين جهان را آموخته باشد."
برای همين من رأیام را به کسی میدهم که او را کمتر از تو دوست دارم اما کسی توانمندتر از تو در درک وقعيتهای امروز زندگی است. همهی اميدم آن است که او لااقل اينبار با عطف به آرای تو بداند هنوز مردم محروم ما چشم به راهاند. پس گوشهچشمی به طبقهی محروم داشته باشد و به سلامت ادارهی جامعه بها دهد. دوست عزيز من، تا کنون دو بار رأی دادهام و هر دو بار پشيمان. اين بار با آمادگی بيشتر بار ديگر پای صندوق رأی خواهم رفت و اما رآیام را به ديگری خواهم داد که او را به اندازهی تو دوست نمیدارم. روزگار غريبی است برادر.
عباس کيارستمی
|
|