تبليغاتX
موعود
 
موعود
 
 
سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن
 
 روزنامه ایتالیایی «دلاسرا» امروز یكشنبه با درج مقاله‌ای از زندگی ادواردو آنیلی به بررسی بخشی از ناگفته‌های زندگی وی  پرداخت. 
 به گزارش خبرگزاری فارس روزنامه پر تیراژ كوریور دلاسرا امروز با چاپ عكس بزرگی از حضور ادواردو آنیلی در صف اول نماز جمعه  تهران در سال 1360 یك صفحه كامل را به موضوع مسلمان بودن ادواردو اختصاص داده است.
 در این مقاله، متن كامل فیلم مستند ادواردو نقش قدیری ابیانه در پنج سال برای روشن نگهداشتن ماجرای ادواردو، درخواست برای  بررسی علت مرگ او به عنوان یك قتل سیاسی و علاقه مردم ایران به این شخصیت ایتالیایی درج گردیده است.
 روزنامه دلاسرا در مصاحبه با خانم آنا ماریا فونتانا یكی از تاجران مشهور ایتالیا و علاقمند به موضوع ادواردو كه با ایران معاملات تجاری دارد و با فضای فكری مردم ایران آشنا است از قول وی ذكر كرده كه این زن ایتالیایی به صورت جدی پیگیری موضوع ادواردو را در دستور كار خود قرار داده است.
 فونتانا، همچنین علاقه خالصانه و صادقانه جوانان ایران به ادواردو به عنوان كسی كه به خاطر معنویت به امكانات مادی پشت پا زده یاد كرده است.
 گفتنی است در شماره امروز روزنامه دلاسرا نویسنده مقاله و همچنین خانم فونتانا نحوه برخورد دولت ایتالیا با گروه فیلمبرداری فیلم مستند ادواردو، اتهامات وارده به آنها و اخراجشان را اقدامی غیرقابل توجیه خوانده‌اند و همچنین كشته شدن ادواردو بدست صهیونیسم بین‌المللی را اتهامی سنگین از سوی ملت ایران علیه اسرائیل دانستند.

  برگرفته از سایت شریف نیوز

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 21:56  توسط م  | 
 رهبر لیبی در پیامی به چند تن از رهبران كشورهای عربی ضمن درخواست از آنها برای عادی سازی رابطه با رژیم صهیونیستی، خواستار تسلیم در برابر سیاست‌های آمریكا شد.
 به گزارش فارس، نشریه فلسطینی «المنار» چاپ بیت‌المقدس در شماره جدید خود با اعلام این خبر نوشت: معمر قذافی پیامی را به  تعدادی از كشورهای عربی ارسال داشت و در این پیام از آنها خواست كه راه لیبی را در پیش گرفته و تاسیسات نظامی خود را به روی بازرسان آمریكایی بگشایند.
 در پیام قذافی آمده است: حمایت از سیاست‌های آمریكا و عدم اعتراض در قبال آن و ارائه اقدام‌‌هایی همراه با حسن نیت در جای خود می‌تواند به طول عمر سازمان‌ها ‌بیفزاید و آنها را در مقابله با افرادی كه از آنها به عنوان شر و تندروهای اسلامی یاد كرده، تقویت كند.

 المنار به نقل از منابع خود نوشت: قذافی در این پیام از رهبران عرب خواسته است در راستای عادی سازی رابطه فراگیر جمعی عربی با رژیم صهیونیستی گام بردارند.
 در این راستا، رهبر لیبی با ارسال پیامی به جنبش‌های فلسطینی از آنها خواست تا سلاح خود را كنار بگذارند و عملیات مسلحانه خود را بر ضد اسرائیل متوقف كنند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 21:49  توسط م  | 
 صدام در يكی از جلسات دادرسی به دليل فحاشی به امام حسين‌ و حضرت ابوالفضل(عليهماالسلام) توسط منشيان دادگاه مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت.
  به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) به نقل از رويترز؛ ديروز (۲۵ آبان‌ماه) در جلسه دادرسی رسيدگی به جنايات جنگی صدام  ،درحالی كه وی به سوالات بازپرسان  پرونده درباره قتل‌عام شيعيان كربلا در سال ۱۹۹۱ پاسخ می‌داد با فحاشی به امام حسين و  حضرت ابوالفضل(عليهماالسلام)توسط منشيان دادگاه مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 21:48  توسط م  | 
يَكُونُ قَتلُ سَبعينَ مِنَ الصّالِحينَ (علماء الدين) وَ عَلى رأسِهِم رَجُلٌ عَظيمَ‏القَدرِ يُحرِقُهُ (اى سفيانى) وَ يَذَرُ رَمادَهُ فِى الهَواءِ بَينَ جِلُولاءِ وَ خانِقينَ بَعدَ أَن يُقتَلَ فِى الكُوفَةَ اَربَعَةَ آلافٍ.

هفتاد نفر از صالحان (عالمان دينى) كشته مى‏شوندكه سر دسته آنها مرد با منزلتى است كه سفيانى او را مى‏سوزاند و خاكسترش را ميان جلولاء و خانقين بر باد مى‏دهد و اين پس از آن است كه در كوفه چهارهزار نفر كشته شده‏اند.

اميرالمؤمنين على، عليه السلام

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 10:32  توسط م  | 
 اِذا ملاء نَجَفَكُم السَّيلَ وَالمَطَرَ وَ ظَهَرَت النّارُ بِالحِجازِ فى الاَحجارِ وَالمَدَرِ وَ مَلَكت بَغدادَ التَّتَرُ، فَتَوَقَّعُوا ظُهورَ القائِمِ المُنتَظَرِ.

 هنگامى كه نجف شما را سيل و باران فرا گيرد و در حجاز از سنگ و گِل آتش برخيزد و قوم تاتار بغداد را تحت سيطره خود درآورد، چشم انتظار ظهور قائم منتظر باشيد.  

امام زين العابدين، عليه السلام

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 9:45  توسط م  | 
براساس اخبار واصله از عراق به نقل از يكي از ائمه جمعه اين كشور كه توسط نيروهايي امريكايي بازداشت شده بود، افسران امريكايي ماموريت خود در عراق را دستگيري يا كشتن مهدي موعود (عج) دانستند.
به گفته اين روحاني عراقي، نيروهاي امريكايي پس از بازداشتش، سؤالات متعددي در رابطه با مهدي موعود (عج) از وي پرسيدند از جمله آيا مهدي موعود (عج) را ميشناسي؟ از محل اقامت او خبر داري؟
وي در ادامه افزود وقتي نيروهاي امريكايي از كسب اطلاع در اين خصوص نا اميد شدند، قبل از آزاد كردنم پيشنهاد كردند در صورتي كه هرگونه اطلاعي از مهدي موعود (عج) بدهي مژدگاني دريافت خواهي كرد!
شايان ذكر است، جريان افراطي مسيحي صهيونيستي، در طي چند سال اخير فعاليت گسترده اي پيرامون برسي خطر قيام مهدي (عج) به عنوان تهديدي براي امنيت ملي ايالات متحده و حيات اسرائيل و لزوم چاره انديشي براي مقابله با آن، را در امريكا آغاز كرده است.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 10:48  توسط م  | 

27     سال از تسخیر لانه جاسوسی می گذره  و یه چیزه که فکر من رو اشغال میکنه.چرا؟.چرا ما به این سادگی به بعضی موضوعات نگاه میکنیم.وقتی روزنامه های اروپایی درباره حضور دکتر احمدی نژاد بین دانشجویان 13 آبان خبر داد بعضی روزنامه های داخلی و حتی تلویزیون از آن بعنوان اتهام یاد کردند.چرا اتهام؟اتهام یا افتخار؟به نظر من کسانی که این موضوع رو مطرح کردند (با وجود اینکه خبر هم کذب بود) ما را در یک عمل انجام شده قرار دادند.از هیچ کس پوشیده نیست که در لانه جاسوسی(که واقعا اسم برازنده ای است)چه کار ها علیه ملت انجام میشده.که البته لانه جاسوسی دوم یعنی سفارت انگلیس هم همین اهداف را العان دنبال میکند که نمونه آن آشوبهای اخیر اهواز است و حمایت از گروه هایی مثل گروهک خلق عرب.
کسانی که دست دشمنان ملت رو که در خود ملت به توطئه میپرداخنتد رو کوتاه کردند حالا چرا اگر این عمل به کسی دیگه انتساب داده بشه یک اتهامه؟یک نوجوان 13 یا 14 ساله اگه این چیزها رو شنیده باشه به نظر شما چه فکری میکنه ؟توجوانی که به سادگی شاید خیلی چیزها رو باور کنه.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 9:43  توسط م  | 

دكتر عبدالكريم زبيدى در نوشتارى كوتاه اعتقاد غربيان به اين حادثه را بررسى كرده و به طور خلاصه از رابطه اين واقعه با حادثه عظيم ظهور مهدى آل محمد-صلوات اللّه عليهم اجمعين- پرده برداشته است. زبيدى مى‏نويسد:

مؤسسات دينى و رسانه‏هاى غرب، مردم را براى اين حادثه آماده مى‏سازند. بررسى مؤسسه «تلسن» كه در اكتبر 1985 ميلادى انتشار يافت، نشان مى‏دهد 61 ميليون امريكايى در انتظار واقعه «آرماگدون» به سر مى‏برند. مؤسسات دينى امريكايى، اين نكته را روشن ساخته‏اند كه سپاهى از عراق به سوى قدس رهسپار خواهد شد. بر اساس پيشگويى حزقيال (فصل 38 و 39) در اين سپاه نظاميانى از عراق، ايران، ليبى، سودان و قفقاز شركت دارند.

مدارس انجيلى امريكا واقعه آرماگدون را تنها حادثه‏اى مى‏دانند كه بازگشت دوباره مسيح به زمين را ممكن مى‏سازد و بر اساس اين تحليل، درباره آن و نزديك بودن وقوعش به تبليغ پرداخته‏اند. آرماگدون اين گروه همان حادثه عظيمى است كه پيش از ظهور مهدى-عجل اللّه تعالى فرجه- رخ خواهد داد. همان حادثه بزرگى كه ائمه ما -عليهم‏السلام- آن را «قرقيسيا» خوانده‏اند

 

 برگرفته از سایت mahdinews

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 18:9  توسط م  | 
بنده قصد نوشتن یک اعتراض اینترنتی برای محکومیت مسببان زندانی شدن امام موسی صدر و حمایت از امام موسی صدر دارم.از آنجا که صاحب نظرانی بهتر از بنده برای نوشتن متن این اعتراض هستند از شما تقاظای کمک دارم.هر کسی نظری دارد میتواند همین جا کامنت بزند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 18:3  توسط م  | 

1-كلمه‌ آرماگدون‌ از كلمه‌ «مگيدو» (مجدّو) كه‌ شهر مهمي‌ در فلسطين‌ قديم‌ بود ريشه‌ گرفته‌ است‌. بسياري‌ از محققان‌ فكر مي‌كنند كه‌ آرماگدون‌ از «هرمجدون‌» به‌ معني‌ «تپه‌ مجدّو» گرفته‌ شده‌ باشد. اين‌ ناحيه‌ تاريخي‌ غني‌ دارد. حفاري‌هاي‌ انجام‌ شده‌، بيست‌ دوره‌ اشغال‌، از تاريخ‌ چهار هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد تا چهار صد و پنجاه‌ سال‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ (ع‌) را نشان‌ مي‌دهد. «مجدّو» در 18 مايلي‌ «بندر حيفا» در اسراييل‌ شمالي‌ و 55 مايلي‌ شمال‌ بيت‌ المقدس‌ واقع‌ است‌
2- چه‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ يوحنا به‌ آرماگدون‌ اشاره‌ شده‌ امّا چيزي‌ در باره‌ اينكه‌ نيروهاي‌ نظامي‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ در منطقه‌ به‌ يكديگر حمله‌ مي‌كنند بيان‌ نگرديده‌ است‌. ليكن‌ ذكر شده‌ كه‌ اين‌ نيروها در دشت‌ مگيدو جمع‌ شده‌ و از اين‌ منطقه‌ هموار و وسيع‌ به‌ عنوان‌ پهنه‌اي‌ جهت‌ آماده‌ شدن‌ براي‌ حمله‌ بزرگ‌ استفاده‌ مي‌كنند
3- از كتاب مقدس چنين برداشت مي شود كه نيروهاي خير و شر در اين منطقه باهم رو در رو خواهند شد و در نهايت حضرت عيسي (ع) پيروز و صلح و صفا را به ياري خداوند.در دنياحاكم خواهد كرد.
4- در عقايد صهيونيسم مسيحي اين عقيده رايج است كه هر ملتي عليه يهود باشد دشمن خداست و نيروهاي شر آرماگدون را تشكيل خواهند داد. ولي حقيقت اين است كه بطلان اين عقيده آنقدر آشكار است كه جاي بحث ندارد. به عبارات زير نگاه كنيد:
- قوم يهود در زمان خود حضرت موسي (ع) نيز همواره با بهانه گيريهاي متعدد از اطاعت خداوند منحرف مي َشدند و در قرآن كريم به كرات به اين موضوع اشاره شده است.
-اولين كساني كه رو در روي حضرت عيسي (ع) ايستادندقوم يهود بودند اگر چه مي دانستند اين پيامبر ظهور خواهد كرد.
- اگر چه در كتاب مقدس به ظهور خاتم الانبيا(ص) اشاره شده بودولي با ظهور ايشان ايمان نياوردندچرا كه انتظار داشتند آخرين پيامبر از يهود باشدوهمچون زمان حضرت موسي (ع)آنفدر عهد شكني كردند كه منجر به جنگهاي همچون غزوه بني نضير، خيبر شدند.

با توجه به مطالب فوق آشكار است چه كسي دشمن خداست. آيا خدا امر نكرد كه از مسيح (س) پيروي كنند؟ آيا خدا دستور نداد از محمد رسول الله (ص) اطاعت كنند؟
واضح است كه اين قوم دشمن خداست و روزي خواهد رسيد كه در مقابل منجي عالم بشريت (عج) و حضرت مسيح (س) خواهند ايستاد همچنانكه قبلا ايستادند.

برگرفته از مطلب عسگر نوربخش در سایت الشیعه

 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 21:39  توسط م  | 
بدینوسیله اعتراض خود را نسبت به سیاست های دوگانه کشورهای قدرتمند جهان در تلاش برای محروم نگه داشتن کشور بزرگ ایران از دانش هسته ای  ابراز می داریم.

                                                                    برای اعتراض اینجا را کلیک کنید    

 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 21:38  توسط م  | 
پسرم وقتی ۵ساله بود روزی مشغول خوردن بيسکويت بود، دوستی از او بيسکويت خواست و من هم از او خواستم که بيسکويتی به من بدهد. اما بهمن يک بيسکويت بيش‌تر نداشت. بلاتکليف به هر دوی ما نگاه کرد که تنها بيسکويتش را به کدام يک از ما دهد. دوست من مشکل را ساده کرد و به او گفت: "بيسکويت را به کسی بده که بيش‌تر دوستش داری." بهمن نگاهی به هر دوی ما انداخت و به من گفت: " بابا من تو را بيش‌تر دوست دارم اما دلم می‌خواهد بيسکويتم را به او بدهم." هنوز نمی‌دانم آن روز، آن بيست چند سال پيش در ذهن پسر ۵ساله‌ام چه گذشت که بيسکويتش را به آن ديگری داد، که کم‌تر از من دوستش می‌داشت. ولی من دليلی دارم که چرا رأی‌ام را به ديگری خواهم داد.

آقای احمدی‌نژاد، برای من دلايل بسيار ساده‌ای وجود دارد که تو را بيش‌تر از او دوست دارم. تو برای من يادآور سال ۵۷ هستی. در آن زمان اخلاق، آرمان و از خودگذشتگی برای تغيير زندگی مردم مفاهيمی انتزاعی نبودند؛ چيزهای طبيعی و جزيياتی زنده از روحيه و عملکرد ميليون‌ها جوان معتقد و سالم و راستگويی بودند که می‌خواستند از انقلاب فرصتی فراهم آورند تا طبقه‌ی محروم جامعه شرايط بهتری برای زندگی داشته باشند. بعد از بيست و چند سال نگاه که می‌کنم به وضوح آن اعتراض را همراه با افسردگی درونی تو را درک می‌کنم. تو هم‌چنان بی‌دروغ «ما»ی سال ۵۷ را زنده می‌کنی. من تو را دوست دارم چون نمی‌توانم به خودم راست نگويم که می‌دانم آن‌چه می‌گويی راست می‌گويی. اين واقعيت است که در جهان کنونی قله‌های ثروت با دست‌اندازی به پله‌های قدرت جايی برای رشد مردم باقی نمی‌گذارند.

در اين ميان، آقای احمدی‌نژاد اما چيزی وجود دارد که تو را در دنيای ۲۰۰۵ ما وصله‌ی ناجور می‌کند. پس اکنون با کمال تأسف تو تنها به درد آن می‌خوری که از دنيايی چنين آرمان‌باخته و بازيگر، افسرده شوی. دنيايی که در ۲۷ سال ساخته شده است و ما هم جزيی از اين دنيا هستيم. دنيا شرايط دشواری برای برای بازی راستگويان آفريده است اما هم‌جنسان قادرند دست يکديگر را بخوانند و...

دوست عزيز، به‌سادگی بگويم ما نمی‌توانيم خود را در سال ۵۷ متوقف کنيم. ديگر آن آن باورها از زندگی واقعی رخت بربسته است و در معادلات سخت کنونی، ما تنها تصميم‌گيرندگان بازی کنونی نيستيم. تو درست‌تر از آن و اصولگراتر از آن هستی که بتوانی در بازی پيچيده‌ی سياستگزاران آلوده به قدرت بازی کنی، پس به قول مدرس " اکنون کسی لازم است که قاعده‌های بازی اين جهان را آموخته باشد."

برای همين من رأی‌ام را به کسی می‌دهم که او را کم‌تر از تو دوست دارم اما کسی توانمندتر از تو در درک وقعيت‌های امروز زندگی است. همه‌ی اميدم آن است که او لااقل اين‌بار با عطف به آرای تو بداند هنوز مردم محروم ما چشم به راه‌اند. پس گوشه‌چشمی به طبقه‌ی محروم داشته باشد و به سلامت اداره‌ی جامعه بها دهد. دوست عزيز من، تا کنون دو بار رأی داده‌ام و هر دو بار پشيمان. اين بار با آمادگی بيش‌تر بار ديگر پای صندوق رأی خواهم رفت و اما رآی‌ام را به ديگری خواهم داد که او را به اندازه‌ی تو دوست نمی‌دارم. روزگار غريبی است برادر.

     

                                                                                            عباس کيارستمی 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 21:37  توسط م  | 
 
  بالا